|
Posted on August 29, 2013 at 12:40 AM
|
comments (0)
|

آزاده قسیمی--هنر و جامعه
هنر از جامعه جدا نیست ..نگاهی دقیقتر به جامعه می تواند خود نگاهی عمیقتر بر هنر و هنرمند باشد.
جامعه بستر رشد هنر است و شکوفایی هنر هر ملت نمایانگر رشد تفکر آن ملت می باشد.
اتفاقات تاثیرگذار بر جامعه بطور مستقیم بر ذهن تک تک افراد جامعه و در نهایت برهنرمند بی
تاثیر نیست همچنانکه در تاریخ شاهد آنیم که چگونه اتفاقی تلخ چون جنگ جهانی ، آرامش فکری عده ای از هنرمندان را بر هم زده و هنرمندی که دیگر نمیتواند صلح و آرامشی را که در بستر جامعه خود انتظار دارد بیابد، وادار به نمایش تشویشها و
ترسهایش و نمایش دنیای دد منشانه ای می کند که اکنون تنها جای زیستن شده است.. چه
او بخواهد و چه نخواهد. تقدیر او در این برهه از زمان جنگ و اختناق است و
فریاد او بر این نابسامانیها شاید همان چیزیست که در یک اثر هنری دادائیستی مشاهده
می شود.
بطور قطع این احساس نمیتواند احساسی خوشایند و دلپذیر باشد و مسلما منظور هنرمند نیز رساندن
مخاطب خود به این احساس نیست. دنیای او را دگرگون کرده اند.. دنیایی که می توانست
پر از صلح و آرامش باشد. او قلم بر بوم می گذارد و بر مخاطب فریاد می زند که آیا
می توانی عمق این فاجعه راحس کنی؟ ..دادا خلق می شود و تاریخ هنر به جلو حرکت می
کند.
شاید اگر جنگی اتفاق نمی افتاد دادئیست هم بوجود نمی آمد...تاریخ هنر به کدام سو می
رفت؟